سلام...
بهمن ماه بود لحظه های قشنگی داشتم میدون ونک بود شب بود ناراحت بود تازه بود لحظه هامون با هم بودیم ناراحت بود حرف میزدیم آرومش کردم اسمم رو پرسید اسمم رو گفتم شمارش رو داد منم همینطور شب بود زنگ زدم اسفند شد با هم بودیم ناراحت نبود من خوشحال بودم هم رو شناختیم خیلی زود من تو وجودش بودم اون تو وجودم بود شبارو با هم صبح میکردیم اذان صبح میشد میفهمیدیم صبح شده اسفند تموم شد با هم خوب بودیم فرودین اومد ۴ فروردین خونشون بودیم کت و شلوار و کروات و دسته گل و سلام.......................................................................................................
اردیبهشت شد ۴ فروردین نتیجش منفی بود ...دوسم داشت دوسش داتشتم ولی تموم شد دلیل بماند....دپرس بودم خرداد شد ۲۹ خرداد یه سال رفت رو شماره سنم بزرگتر شدم! عاقل تر شدم؟
تیر مرداد شهریور ..........بهمن شد یادش افتادم دلم گرفت اسفند بود ....بزرگتر شدم ...عاقل تر شدم؟
۸۶ رفت ۸۷ اومد...
بد و خوب داشت بدش اولش خوب بود (قضیه بالا!) خوباش خوب بودن بعضیاش بد بودن اولشون بد داشت خوب داشت غم داشت خنده داشت ...
بزرگتر شدم با خودم فکر میکنم ....هی پسر عاقلتر شدی؟
هی رفیق دختری یا پسر مهم نیس الان که دارم مینویسم به عنوان یه ایرونی برات بهترینارو میخوام ایرونی نسل پاکه آریاییه بالا باش همیشه بالا بودنت آرزومه...
چشمامو میبندم خودمو تو سکوت مطلق ویرونه های تخت جمشید میبینم یه نفس عمیق میکشم ایران و ایرانی و فریاد میزنم و از ته دل میگم عشق برای تو ...عشق برای ایران... سال نوت مبارک.
یه لطفی کن...دوتا خط برام بذار بگو آرزوت ...آرزوی قلبیت واسه خودت و ایرونی چیه؟
بذار اول خودمو بگم...
واسه خودم سلامتیه خونواده...پدر مادر وداداشم....خودم! وگرفتن دوتا مدرک که با گرفتنشون فک میکنم تو عاقلتر شدن به خودم کمک کردم و واسه تو ایرونی آرزوی آریایی بودن وسلامت و بالا بودن برای همیشه میکنم.
تا بعد...